حسن سيد اشرفى
603
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
منصرف به طلب انشايى دارد . چنان كه در لفظ طلب نيز قضيه چنين است كه وقتى به صورت مطلق استعمال شود . انصراف به طلب انشايى دارد . دليل اين انصراف هم كثرت استعمال امر در طلب انشايى مىباشد . 541 - آيا لفظ اراده همچون لفظ طلب مىباشد ؟ ( كما انّ الامر . . . الحقيقية ) ج : مىفرمايد : قضيّه در لفظ اراده برعكس لفظ طلب است . يعنى وقتى لفظ اراده به صورت مطلق استعمال شده و مثلا گفته شود : « اردت الماء » منصرف از لفظ اراده عبارت از ارادهء حقيقى مىباشد . « 1 » 542 - به نظر مصنّف چه چيزى ناگزير كرده بعضى از اصحاب اماميّه را به اينكه هم نظر با اشاعره در خصوص طلب و اراده شوند و آن نظر چيست ؟ ( و اختلافهما فى ذلك . . . . هاهنا ايضا ) ج : مىفرمايد : اينكه گفته شد ؛ بين لفظ طلب و لفظ اراده فرق بوده و منصرف از لفظ طلب عبارت از طلب انشايى بوده و از لفظ اراده عبارت از ارادهء حقيقى مىباشد اين اختلاف در انصراف از استعمال اين دو ، ناگزير كرده بعضى از اصحاب ما همچون محقّق خوانسارى را كه هم نظر با اشاعره شده و بگويد در واقع نيز بين طلب و اراده فرق بوده و معناى طلب و اراده دو چيز است بر خلاف نظر همهء اهل حقّ ( شيعه ) و گروه معتزله از اهل سنّت كه مىگويند طلب و اراده يك چيز بوده و باهم متّحدند . « 2 »
--> ( 1 ) - به دليل كثرت استعمال لفظ اراده در ارادهء حقيقى . ( 2 ) - مصنّف در ادامه مىفرمايد : اشكالى ندارد كه رشتهء كلام را در اين مقام به بيان نظريهء حقّ معطوف كنيم اگرچه نظريهء حقّ را در بعضى از « فوائدنا » كه چاپ و ضميمهء حاشيهء ايشان به رسائل شده بيان كردهاند ولى چون حواله دادن به آن خالى از محذور نمىباشد چرا كه ممكن است فوائد در دست نباشد و نتوان به آن دسترسى داشت و از طرفى تكرار آن نيز بدون فايده و استفاده رساندن نيست مناسب ديدهاند كه آن را دوباره اينجا متعرّض شوند .